أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

513

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

درشت‌تر است . [ آن را ] به فارسى درونك 3 [ مىنامند ] . ارجانى : [ درونج ] تكه‌هاى چوب و ريشه است و اندازهء آنها از باقلا تا مفصل انتهايى انگشتان است ، از بيرون به رنگ خاك ، از درون سفيد ، سخت و با سنگينى متوسط است ؛ اگر پوستش را بكنيم ، [ اندرون ] سفيدش نمايان مىشود . آن را به هندى سنگهاوت و سنگهاورت 4 [ مىنامند ] . جانشين آن در بادهاى رحم ، هم سنگ آن زرنباد و دو سوم وزنش ميخك است . ابن ماسويه : جانشين [ درونج ] زرنباد زردفام 5 است . هريك از اين [ مواد ] جانشين ديگرى مىشود ، اما اگر نتوان آن دو را يافت ، آن‌گاه دو برابر وزن آنها شيطرج 6 مىگيرند . اگر آن را هم نتوان يافت ، مىتوان دار فلفل را جانشين درونج كرد . رازى : اين همان چيزى است كه از ناحيه اغمات 7 مىآورند ، اگر آن را نتوان يافت ، آن‌گاه به‌جاى آن همان مقدار دار فلفل مىگيرند 8 . ( 1 ) . Doronicum scorpioides Lam ؛ سراپيون ، 245 ؛ ابو منصور ، 264 ؛ ابن سينا ، 169 ؛ غافقى ، 242 . ( 2 ) . الغبيرا ، نك . شمارهء 747 . ( 3 ) . درونك ، قس . I , Vullers ، 838 . ( 4 ) . سنكهاوت و سنكهاورت ، قس . Platts ، 687 . ( 5 ) . زرنباد الحدود ( ؟ ) الاصفر ، نك . شمارهء 489 . ( 6 ) . شيطرج ، نك . شمارهء 625 . ( 7 ) . واژه نامفهوم « ناحه الاعاب » ، از روى حدس مىخوانيم . ناحية الآغمات . آغمات شهركى در مراكش است . ( 8 ) . در پى آن در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 62 الف افزوده شده است : « مىگويند كه اين دانه‌اى شبيه مارقشيثاست اما اندكى نرم‌تر ، و همان بوى افيون را دارد . اين سخنان . . . [ واژهء ناخوانا ] » . انتساب اين قطعه به شمارهء 429 قابل ترديد است . 430 . دردى 1 ديسقوريدس : دردى سركه از دردى شراب قوىتر است ، آن را در ظرف سفالين نو 2 مىسوزانند تا همانند آتش شود . اما ديگران [ ظرف سفالين ] را در زير زغال افروخته مىگذارند . نشانه خوب سوختن آن است كه [ دردى ] سفيد شود ، به رنگ هوا درآيد 3 و زبان را بسوزاند . ( 1 ) . واژهء فارسى به معناى « رسوب مايعات گوناگون » ( شراب ، سركه ، روغن ) . قس . ديوسكوريد ، V